| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
کاش کنارم بودی...
حرف هایم را
با
صندلی خالی می زنم
همان جایی
که سال
ها
کنارم می نشستی
و
با تبسم ات
آرام
درد ِ دلهایم را
گوش می
دادی،
تا من امید وارانه
بخندم.
رقص پاییز
با تو گرم بود.
یادت هست
جام عشق که لبریز می شد،
شراب بوسه
مست مان می کرد،
و فکر
زمستان،
این زمستان سرد...
بی تو...
شاید
اگر به خواب نمی رفتی،
آنقدر باهم
بر دریاچه یخ زده ی آرزو
می
رقصیدیم،
تا تمام برف ها
آب شود.
دردِ دلهایم را
صندلی خالی
نمی فهمد.